از آق‌قلا تا دارالمیزان

ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا

ودرا

از این چندماهی که نشستیم و یک کار قشنگ کردیم هیچ‌وقت نگفتم. 

#twmpss

ماتریوشکا

هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم با این چهار‌نفر آدم بسیار دوست‌داشتنی آشنا بشوم.

کی بود؟ یادته؟

اول نامه نوشتم: 

«نمی‌دانم چه‌قدر در آینده با هم ارتباط خواهیم داشت ولی احتمالاً بعد از مدتی مسیر زندگی‌مان از هم فاصله می‌گیرد.»


قرار بود نامه تشکر باشه.

نوبهار شد و هنوز...

...تنها کسیه که با حسرت بهش فکر میکنم.